روانشناسی مدرن

روانشناسی مدرن
×××× به وبلاگ روانشناسی مدرن خوش آمدید ×××× 

در این پست تصمیم داریم مهارتهای اساسی در برقرای ارتباط را که مختص زندگی خوابگاهی (ویژه دانشجویان) می باشد را مطرح کنیم . سایر افراد نیز  می توانند از این مهلرتها در ارتباطاتشان استفاده نمایند:

مهارت های اساسی در برقراری ارتباط با هم اتاقی:

1-   گوش دادن :

در ارتباط با هم اتاقی سعی کنید شنونده خوبی باشید با این کار ضمن فهم دقیق خواسته های او می توانید این احساس را در وی ایجاد کنید که حرف های او را درک کرده اید که این باعث تقویت و ایجاد حس مثبت نسبت به یکدیگر شده و اطمینان به هم را افزایش می دهد .

2-   توجه به حالات و احساسات طرف مقابل :

برخی افراد برای بیان منظور و احساسات خود فقط از کلمات استفاده می کنند در حالی که دیگران برای انتقال پیام خود ، علاوه بر کلمات ، از حالات چهره ای و تماس های چشمی (نه خیره شدن) یعنی آنچه که عناصر غیر کلامی ارتباط می نامیم استفاده می کنند . سعی کنیم در ارتباطمان به ارتباط کلامی و غیر کلامی به طور همزمان توجه نمائیم .

3-   ابراز همدلی و همدردی :

یعنی ظرفیت و توانایی اینکه خود را جای دیگران بگذاریم ، واقعیات را از دید آنها ببینیم و احساسات آنها را در مورد چیزهای مختلف بفهمیم را داشته باشیم. یک راه مهم پذیرش و همدلی در روابط بین فردی ، گوش دادن فعال است . معمولاً مشاورین در خوابگاه وجود دارند که برای رفع مشکلات ارتباطی می توانند به شما کمک نمایند .

4-   منطقی بودن درباره نحوه ملاقات با دوستان:

شما ممکن است دوستان بسیاری در خارج از خوابگاه داشته باشید ، اما این اتاق فقط در انحصار شما نیست . اگر دوستتان می خواهد ساعات زیادی را در آنجا بماند ، حتماً از هم اتاقی خود اجازه بگیرید و از دوستتان بخواهید که رفتاری توام با ادب و احترام با هم اتاقی تان داشته باشد . در عوض شما نیز نسبت به میهمانان هم اتاقی خود مودب و خوشرو باشید .  همچنین گاهی ممکن است مایل باشید درباره برخی عادت های آزاردهنده هم اتاقی خود با دوستان صمیمی تر صحبت کنید ، اما هرگز این کار را نکنید اگر این گفته ها به گوش هم اتاقی تان برسد (که بسیار محتمل است) ؛ قطعاً موجب آزردگی ، عصبانیت و کینه توزی خواهد شد .

5-   فاش نکردن اسرار هم اتاقی ها:

اگر مسئله ای با هم اتاقیتان دارید ، با خودش به طور مستقیم صحبت کنید . این کار اگر چه کار ساده ای نیست اما رفتاری به مراتب پخته تر و موثرتر از غیبت کردن است اگر هم اتاقی شما رازی را با شما در میان گذاشته ، یا شما به طور اتفاقی و به دلیل هم جواری ، با برخی از اسرار محرمانه وی آشنا شده اید ، هرگز آن را فاش نکنید .

6-   آسیب نرساندن به وسایل هم اتاقی ها:

تا آنجا که می توانید مراقب وسایل هم اتاقی خود باشید و در صورتی که چیزی را شکستید یا آسیبی به وسیله ای زدید معذرت خواهی کرده و خسارت وارده را جبران نمایید . به روی خود نیاوردن و انکار کردن مسئله می تواند موجب تعارض و بروز مشکل شود .

7-   عدم تحقیر و دست انداختن هم اتاقی ها:

شوخی با رعایت ادب و با ظرافت ، قابل قبول است ، به خصوص وقتی بین دو دوست باشد ، اما عقایدتان را درباره کارها یا رفتارهای متناقص هم اتاقی تان، برای خود نگاه دارید . درک احساسات طرف مقابل می تواند همه چیز را در اتاق کوچک خوابگاه خوش آهنگ و موزون سازد .

[ شنبه 29 آبان1389 ] [ 13:26 ] [ مسلم حسینی ]
  همه ما در زندگی و ارتباطاتمان بارها در شرایطی قرار گرفتیم که نتوانستیم  آنچه که دلمان می خواهد و حقمان است را بدست آوریم مثلا دربرابر تقاضا و درخواست دیگران جوابی داده ایم که با آن موافق نبودیم یا در موقعیتهای گوناگون نتوانسته ایم احساسات و نظراتمان را ابراز کنیم و یا در شرایط آزاردهنده ای قرار گرفتیم اما آن شرایط را تحمل کرده ایم و برای تغییر آنها اقدامی نکرده ایم. اینها همگی مربوط  به شخصیت ما و سبک ارتباطی که داریم  می شود . بطور کلی سبکهای ارتباطی که افراد در ارتباط با دیگران دارند شامل موارد زیر می شود:
 
•سبک پرخاشگرانه: در اين نوع ارتباط فرد با تهديد كردن و تضييع حق ديگران به صورت توهين آميز برخورد مي كند. و میخواهد به هر صورت ممکن به حقوقش دست یابد و حقوق دیگران برایش مهم نیست
•سبک منفعلانه: دراين نوع ارتباط فرد با عذر خواهي افراطي و كوچك انگاري خود تمامي افكار، احساسها و حقوق شخصي خود را به نفع طرف مقابل ناديده مي گيرد. و حقوق خود را فدای رضایت دیگران می کند
سبک جرات مندانه: ارتباط جرات مندانه گونه‌اي از ارتباط است كه در آن هر احساسي بدون اضطراب و به‌راحتي ابراز شده و نتيجه فرد اهداف و مقاصد شخصي خود را بدون ضايع كردن حق ديگران بدست آورد. یعنی فرد در عین رعایت و احترام به حقوق دیگران حقوق خود را مطالبه میکند.
 
بنظر شما سبک ارتباطی که دارید جزو  کدام نوع از سبکهای ارتباطی بالاست؟؟؟؟
 
در پستهای آینده راهکارههای برای یادگیری رفتارهای جراتمندانه و اینکه چگونه می توان رفتار جراتمند داشت ارائه خواهد شد.
[ سه شنبه 15 دی1388 ] [ 13:37 ] [ مسلم حسینی ]

تحقیقات نشان می دهد که داشتن ارتباط خوب روابط را ارتقاء می بخشد، همچنین صمیمیت، اعتماد و حمایت بین طرفین را نیز بیشتر می کند. عکس این مسئله نیز صادق است: ارتباط بد صمیمیت را از بین برده، عدم اعتماد و اطمینان ایجاد می کند و حتی موجب تحقیر و اهانت بین دو طرف می شود. در زیر به چند نمونه از رفتارها و الگوهای ارتباطی ضعیف، منفی و حتی مخرب اشاره می کنیم که هر دعوا و مرافعه ای را بدتر می کند.
1. اجتناب از دعوا به طور کل:
به جای صحبت کردن درمورد مشکلات در یک جو آرام و توام با احترام برخی افراد سعی می کنند هیچ چیز درمورد مشکلات و دلیل ناراحتی خود به طرف مقابل نگویند و بعد آن را یکباره به صورت عصبانیتی وحشتناک بیرون می دهند. این به نظر راهی کم استرس تر می آید-که بخواهید به طور کل از بحث و مشاجره دوری کنید—اما معمولاً استرس بیشتری برای هر دو طرف ایجاد می کند چون با آن انفجار عصبانیت، تنش، خشم و مشاجره بیشتری بین دو نفر ایجاد خواهد شد. پس بهتر این است که به راحتی و با آرامش خاطر درمورد مشکلات خود با هم بحث کنید.
2. حالت دفاعی گرفتن:
بعضی ها به جای اینکه گله و شکایت های طرف مقابل را با دیدی منتقدانه و با میل شخصی مورد توجه قرار دهند و نقطه نظرات او را درک کنند، سعی می کنند هرگونه اشتباه و خطای خود را انکار کنند و به هیچ طریق زیر بار نمی روند که ممکن است خودشان موجب بروز مشکل شده باشند. شاید به نظر برسد که انکار مسئولیت استرس را در کوتاه زمان کمتر می کند اما در طولانی مدت موجب بروز مشکلات بسیاری خواهد شد.
3. تعمیم افراطی:
بعضی ها وقتی اتفاقی می افتد که چندان به مذاقشان خوش نیست با عمومیت دادن آن مشکل را بیرون می دهند. هیچوقت جملات خود را با "تو همیشه...." یا "تو هیچوقت..." مثل "تو همیشه دیر میای خونه" یا "تو هیچوقت کارایی که من دوست دارم را انجام نمیدی" شروع نکنید. کمی مکث کنید، فکر کنید و ببینید آیا این جمله ها واقعاً صحت دارد. همچنین هیچوقت با پیش کشیدن مشکلات قدیمی سعی نکنید که مشاجره را بدتر کنید.
4. حق داشتن:
اگر بخواهید فکر کنید که برای هر کاری روش "درست" و روش "غلط" وجود دارد، و روش شما همیشه "درست" است، رابطه تان خراب خواهد شد. هرگز نخواهید که طرفتان هم مثل شما به قضایا نگاه کند و اگر دیدگاه آنها متفاوت بود، جنگ و جدال راه نیندازید. همیشه به دنبال مصالحه باشید و یادتان باشد که هیچوقت یک روش "درست" یا "غلط" محض وجود ندارد و ممکن است هر دو نقطه نظر کاملاً صحیح باشند.
5. روانکاوی:
بعضی ها به جای اینکه درمورد افکار و احساسات طرف مقابلشان سوال کنند، فکر می کنند که می دانند که طرفشان به چه چیز فکر میکند یا درمورد یک مسئله خاص چه احساسی دارد و معمولاً هم این تفسیرها منفی است. مثلاً وقتی طرفشان دیر سر قرار می آیند، پیش خودشان فکر می کنند که برای او اهمیت ندارند. این کار دشمنی و سوءتفاوم بین دو طرف ایجاد می کند.
6. گوش ندادن:
بعضی افراد به جای اینکه خوب به حرفهای طرف مقابلشان گوش کنند و حرفهای او را درک کنند، موقعی که طرفشان مشغول صحبت کردن است، حرف او را قطع می کنند، چشمانشان را اینطرف و آنطرف می گردانند یا به آنچه خودشان می خواهند در جواب بگویند فکر می کنند. اینکار باعث می شود نتوانید به خوبی از نقطه نظرات طرف مقابلتان مطلع شوید. هیچوقت اهمیت گوش دادن به حرفهای همدیگر را دست کم نگیرید.
7. تقصیر را گردن دیگری انداختن:
بعضی افراد با انتقاد از طرف مقابل و مقصر دانستن او برای موقعیت حاضر با مشکل برخورد می کنند. هیچوقت ضعف های خود را قبول نمی کنند و به هر قیمتی که شده دربرابر آن ایستادگی می کنند چون فکر می کنند با قبول ضعف هایشان از اعتبارشان کم می شود. به جای این رفتارها باید سعی کنید هر دعوا و مشاجره را فرصتی بدانید برای بررسی منتقدانه وضعیت، ارزیابی نیازهای هر دو طرف و رسیدن به یک راه حل که به هر دو کمک کند.
8. سعی در برنده شدن در دعوا:
هدف از بحث بین دو نفر باید درک متقابل و رسیدن به توافق نظر یا راه حل باشد که نیازهای هر دو طرف در آن ملاحظه شود. اگر سعی دارید نشان دهید که طرف مقابلتان چه اشتباهاتی انجام داده است، احساسات او را دست کم بگیرید و محکم روی نظر خودتان بایستید، بدانید که مسیر اشتباهی را انتخاب کرده اید.
9. حمله های شخصیتی:
گاهی اوقات برخی افراد هر عمل منفی ازطرف مقابل را جدی گرفته و آن را نقص شخصیتی او قلمداد میکنند. مثلاً وقتی شوهری جوراب خود را اینطرف و آنطرف خانه می اندازد، زن آن را یک اشکال شخصیتی در او قلمداد کرده و برچسب تنبل بودن و بی ملاحظه بودن را به او می چسباند. این روش در هر دو طرف درک و احساس نادرست ایجاد می کند. یادتان باشد که درهر شرایطی برای شخصیت طرف مقابلتان احترام قائل باشید حتی اگر رفتاری از او را دوست نداشته باشید.
10. توپ را به زمین مقابل شوت کردن:
وقتی یک طرف می خواهد درمورد مشکلی در رابطه صحبت کند، طرف مقابل حالت دفاعی به خود می گیرد و از صحبت کردن یا حرف زدن با او طفره می رود. این نوعی بی احترامی به فرد مقابل است و در برخی موقعیت های خاص، حتی اهانت آمیز است و موجب شدت گرفتن مشکل هم می شود. اینکار نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی کند، بلکه موجب جریحه دار کردن احساسات طرف مقابل و خراب شدن رابطه هم می شود. پس بهتر است که با احترام و علاقه به حرفهای طرف مقابل خود گوش کنید.


 " و بطور کلی به جای اینکه دست به هر کاری بزنید که به او بفهمانید که دوستش دارید به او بگویید که دوستش دارید. "

[ یکشنبه 21 تیر1388 ] [ 7:53 ] [ مسلم حسینی ]

توصيه هاي درباره پیشگیری از اعتیاد:

·  درباره مواد اعتياد آور (علل و عوامل موثر در مصرف مواد، خطرات، عوارض و علايم آنها) اطلاعات كافي كسب كنيد.

·  زندگي در درون خود مسائل و مشكلاتي به همراه دارد كه مستلزم وجود رقابت، تلاش و كشمكش است. در واقع آنچه در شكل سختي و مشكلات زندگي تجربه مي شود، چهره واقعي و منطقي زندگي است. هنر زندگي در توانايي و مهارت در كنار آمدن با مشكلات و حل آنهاست. مهم آن است كه به هنگام بروز مشكل، دچار پريشاني و آشفتگي نشده و به دنبال راه حل منطقي باشيم.

·  قاطعيت چهارچوبي است كه به فرد امكان اظهار وجود در مقابل ديگران را مي دهد و مشاركت درست را در مناسبات انساني تضمين مي كند. اگر شما به روش قاطعيت مجهز باشيد بهتر مي توانيد گليم خود را از آب بيرون بكشيد. كساني كه نمي توانند «نه» بگويند اجازه مي دهند ديگران از آنها بهره كشي كنند و آنها را آلت دست قرار دهند. اكثر كساني كه دچار آسيبها و انحرافات اجتماعي از قبيل اعتياد شده اند به اين دليل بوده كه نتوانسته اند به تعارف مواد مخدر «نه» بگويند.

·  شما حق داريد اشتباه كنيد و مسئوليت آن را بپذيريد. اگر به اشتباه خود اعتراف كنيدو اين ذهنيت را ايجاد كنيد كه شما مثل هر كس ديگري اشتباه كرده ايد و اين اشتباه به خودتان مربوط است نه به ديگران، توانسته ايد مانع تسلط ديگران بر خود شويد.

·  زندگي هر انساني پر از فراز و نشيب است. هر تغييري كه در زندگي رخ مي دهد در حكم استرس و فشار است. مرگ يكي از اعضاي خانواده، ازدواج، كار جديد و ... ممكن است استرس زا باشد و نياز به سازگاري مجدد دارد. براي مقابله با استرس و بحران،  فكر كنيد، حرف بزنيد و با متخصصين مشورت كنيد.

·  براي اوقات فراغت خود برنامه ريزي كنيد. و سعي كنيد ميزان ساعات بي هدفي و تنهايي خود را به حداقل برسانيد.

·  مهارتهاي زندگي از قبيل مهارت تصميم گيري، مهارت حل مساله و... را در خود افزايش دهيد.

·  وقتی احساس کردیم در حل مشکل پیشرفت لازم را نداشتید در صدد کمک‌خواهی از متخصصان و مشاورين برآييد چرا كه « ميل به كمك خواستن از ديگران نشانه قدرت و پختگي عقلاني فرد است نه نشانه ضعف او».

[ یکشنبه 14 تیر1388 ] [ 11:34 ] [ مسلم حسینی ]

قاطعیت یکی از مهارتهای اجتماعی مهم است که یادگیری آن برای هر فرد لازم و ضروری است. قاطعیت با پرخاشگری و انفعال متفاوت است. فرد پرخاشگر با زیرپا نهادن حقوق دیگران به حقوق خود می رسد و فرد منفعل و غیر قاطع معمولا حقش ضایع می شود و خواسته هایش نادیده گرفته می شود. اما قاطعیت چیزی بین این دو است. فرد قاطع کسی است که می تواند حرفش را بزند، احساسات خود را بیان کند و به حقوق خود برسد بدون اینکه به حقوق دیگران تجاوز کند. صحبتی را شروع کند و بدون اینکه اجازه دهد دیگران حرفش را قطع کنند، آن را به پایان برساند و بر روی خواسته های مشروع و به حق خود پافشاری نماید. یکی از رفتارهای قاطعانه رد درخواستهای نا به جای دیگران است. طبیعی است که هر فردی در زندگی اجتماعی به مواردی برخورد می کند که می خواهد به درخواست دیگران «نه» بگوید. توانایی «نه» گفتن به دیگران یکی از رفتارهای قاطعانه است که برای مقابله با افراد ناسالم از نظر اخلاقی و اجتماعی و یا مقابله با شرایط پرخطر کاربرد دارد. بنابراین ممکن است یک فرد به دلایل زیادی به دیگران «نه» بگوید. مثلاً:
-ممکن است انجام درخواست دیگران برای فرد خطرناک باشد.
-ممکن است با اعتقادات و باورهای فرد در تضاد باشد.
-ممکن است آبرو و حیثیت اجتماعی فرد را به مخاطره اندازد.
-ممکن است قلباً نخواهد آن درخواست را انجام دهد.
-ممکن است وقت انجام دادن آن را نداشته باشد.
گرچه «نه» گفتن به درخواست دیگران ممکن است حق مسلم هر انسانی باشد اما گاهی اوقات ممکن است در شرایطی باشیم مانند: «زندگی زناشویی»، «زندگی با هم اتاقی»،«یک شریک»، «یک دوست چند ساله» ویا «کسی که به گردن ما حق دارد»و... که «نه» گفتن برای ما دشوار باشد. از طرفی موافقت با درخواست هم ممکن است، عوارش ناخوشایندی برای ما به بار آورد. در چنین شرایطی می توان از شیوه های دیگری برای «رد قاطعانه» یا «نه» گفتن استفاده کرد:
 1- رد قاطعانه همراه با عذرخواهی: ممکن است با یک دوست صمیمی، خویشاوند، هم اتاقی و ... طرف باشید و مایل نباشید طرف مقابل از شما برنجد. از طرفی نمی خواهید به درخواست او هم پاسخ مثبت بدهید. در اینجا می توانید از رد فاطعانه توام با عذرخواهی استفاده کنید، مثلاً:
-خیلی عذر می خوام من سردرد شدیدی دارم و نمی توانم با تو به خرید بیایم.
-متاسفم، خیلی کار دارم و سرم شلوغ است، نمی توانم در این مهمانی شرکت کنم.
2- رد قاطعانه همراه با تشکر: به کمک این نوع قاطعیت می توانید بدون آزردن طرف مقابل درخواست او را رد کنید، مثلاً:
-خیلی ممنون از اینکه به فکر من هستی، ولی من نمی توانم با تو به خرید بیایم، چون مهمان دارم.
-از اینکه به من اهمیت دادی و دعوتم کردی، ممنون هستم، ولی باید خودم را برای امتحان آماده کنم و نمی توانم به مهمانی بیایم.
3- رد قاطعانه همراه با همدلی: به کمک این تکنیک ابتدا با طرف مقابل همدلی می کنید و به او نشان می دهید که احساسات او را می فهمید و درک می کنید. اما دلایل خود را بیان کرده و درخواست او را رد می کنید، مثلا: -می دانم خیلی دلت می خواد که با هم باشیم ولی نوبت دکتر دارم و نمی توانم با توبیایم. -می دانم تنها خرید کردن برایت دشوار است ولی من مهمان دارم و نمی توانم با تو بیایم.

[ دوشنبه 23 دی1387 ] [ 21:47 ] [ مسلم حسینی ]

آيا مي‌دانيد لبخند زدن، خنديدن، شادي، شكرگزاري و تشكر كردن، نه تنها شما را شخص خوبي جلوه مي‌دهد بلكه در سلامت شما نيز مؤثر است.
 اساس نتايج تحقيقاتي كه در يك مجله بين‌المللي روان‌شناسي، منتشر شده، در هنگام بحث و عصبانيت، فشار خون بالا مي‌رود و روح فرد آزرده مي‌شود.
جالب است بدانيد اين تاثير به همين جا ختم نمي‌شود و هر بار كه شخص، آن لحظه عصبانيت را به ياد آورد، همان تأثيرات بروز مي‌كند. در افراد متاهل، هر يك ساعت مشاجره با يكديگر، مي‌تواند يك روز مقاومت بدن آنها را كاهش دهد.
همچنين در آزمايشي كه دانشمندان دانشگاه اوهايو انجام داده‌اند، با نصب حسگرهايي روي بازوي زوج‌هاي جوان، مشخص شده زخم‌هاي زوج‌هايي كه آنها را مجبور به مشاجره كرده‌اند، حداقل ۴۰‌درصد ديرتر بهبود يافته است.
اين كشف درباره بيماري‌هاي ديگري مثل ديابت، ناراحتي‌هاي قلبي و سرطان نيز به اثبات رسيده است. علاوه بر اينها، تحقيقي كه در دانشگاه پاويا در ايتاليا انجام شده، نشان مي‌دهد عشق ورزيدن باعث ترشح هورموني مي‌شود كه رشد سلول‌هاي عصبي را تسهيل مي‌كند.
اين هورمون همانند ماده‌اي عمل مي‌كند كه سلول‌هاي عصبي را در خود ذخيره كرده و يادآوري سريع‌تر خاطرات را ميسر مي‌سازد. در اين ميان خوب است بدانيد تحت فشار بودن نيز تاثيرات مخربي روي سلامت شما دارد.
بالاخره اينكه تا مي‌توانيد بخنديد، دانشمندان دانشگاه كاليفرنيا كشف كرده‌اند كه خنديدن باعث آرامش عضلات، كاهش ترشح هورمون‌هاي استرس‌زا، كاهش فشار خون و افزايش اكسيژن‌گيري سلول‌هاي تنفسي مي‌شود. همچنين حملات قلبي را كاهش مي‌دهد و لايه رگ‌هاي خوني را تحكيم مي‌بخشد.

به قول ما ایرانی ها:"خنده بر هر درد بی درمان دواست."

[ یکشنبه 27 مرداد1387 ] [ 22:33 ] [ مسلم حسینی ]

در فهرست زير به چند موقعيت و چند نوع از افرادي كه داراي ويژگي هاي نه چندان مثبت هستند، اشاره شده است و البته بهترين توصيه در چنين شرايطي، ازدواج نكردن است:
 
-  اگر يكي از شما به طور خستگي ناپذيري چنين سوالاتي را مطرح مي كند

مطمئني كه دوستم داري؟» يا «واقعاً برايت اهميت دارم؟» (تيپ تأييد خواه)
-  اگر زماني كه با هم هستيد بيشتر وقت شما به جر و بحث و مخالفت مي گذرد. (رابطه عشق-تنفر)
-  اگر با وجود اين كه زمان بسياري را با هم مي گذرانيد، واقعاً يكديگر را به عنوان يك فرد نمي شناسيد يا با افكار يكديگر ارتباط برقرار نمي كنيد. 
-  اگر با پدر و مادر خود رابطه خوبي نداريد و همسر آينده شما «درست شبيه» اين والد نامطلوب شما است. 
-  اگر دليل ازدواج شما، يافتن كسي است كه برايتان «مادري» يا «پدري» كند.
 -  اگر احساس مي كنيد كه تصميم به ازدواج از طرف پدر يا مادر همسر آينده تان به شما تحميل شده است. 
-  اگر مدام جملاتي مانند اين در سرتان مي چرخد: «شايد همه چيز بعد از ازدواج درست شود».
-  اگر فرد مورد نظرتان مي خواهد كه همه دوستان قديمي خود را ترك كنيد و يك زندگي اجتماعي تازه برپا كنيد. (تيپ مالكيت طلب). 
-  اگر او همه تصميم هاي مهم در رابطه با شما را به تنهايي اتخاذ مي كند و شما از اين كار او بسيار ناخشنوديد. (تيپ فرمانده). 
-  اگر او بارها «از كوره در مي رود» و در كنترل خلق و خوي خود ناموفق است.
  

 در نهايت سه توصيه براي شما دارم كه مي توانند در جلوگيري از ازدواج با چنين ويژگي هايي مفيد باشند:  بياموزيد كه  ويژگي های بالا را در خود و ديگران تشخيص دهيد و تا حد امكان قبل از ازدواج، درپي درمان آن باشيد.

۱- به خاطر داشته باشيد كه ازدواج مشكلات شخصيتي را حل نمي كند كه هيچ، در بسياري از موارد آن ها را شديدتر هم مي كند.

۲- در سن پايين ازدواج نكنيد.
۳- قبل از ازدواج به خوبي با شخص مورد نظر خود آشنا شويد
.

حالا نظر شما در این باره چیه؟؟؟؟

[ سه شنبه 15 مرداد1387 ] [ 18:22 ] [ مسلم حسینی ]

گوته می گوید:

«اگر ثروتمند نیستی مهم نیست، بسیاری از مردم ثروتمند نیستند»، «اگر سالم نیستی، هستند افرادی که با معلولیت و بیماری زندگی می کنند»، «اگر زیبا نیستی برخورد درست با زشتی هم وجود دارد»، «اگر جوان نیستی، همه با چهره پیری مواجه می شوند»، «اگر تحصیلات عالی نداری با کمی سواد هم می توان زندگی کرد»، «اگر قدرت سیاسی و مقام نداری، مشاغل مهم متعلق به معدودی انسان هاست»، «اما، اگر «عزت نفس نداری»، برو بمیر که هیچ نداری.

[ جمعه 11 مرداد1387 ] [ 19:7 ] [ مسلم حسینی ]

هیجانهارا به دوگروه مطبوع ونامطبوع تقسیم میکنن اما ابتدا تعریفی ازهیجان ا رائه میدم که هیجان یعنی چه ودرادامه نمونه هایی ازهیجان های مطبوع ونا مطبوع راشرح میدم.
هیجانها پاسخ های بدن برای سازگار شدن با موقعیتی که درآن قرارگرفتیم هستن .
وقتی که هیجانی میشیم علامتهای قابل تشخیص چهره ای ، ژستی و کلامی بروز میدیم که کیفیت هیجان پذیری مارا به دیگران منتقل میکنه مثل حرکات ابروها و تن صدا که تغییر میکنه به این تغییرات بدنی هیجان میگن.
 شادی ، محبت ، وعشق هیجانهای مطبوع و ترس ، غم واندوه ازهیجانهای نامطبوع هستن .اینها جزء جدایی ناپذیر زندگی ماها را تشکیل میدن فردی که به هیجانها پاسخی نمی ده به یه گونی سیب زمینی بی احساس میشه اونو تشبیه کرد.
شاید برای شما این سوال پیش بیادکه اگه ما بصورت مرتب دربرابر هیجانهای شدید قرار بگیریم آیا سلامتی مان به خطر میافتد ؟پاسخ مثبته اما ما درمقابل هیجانهای منفی (نامطبوع)آسیب پذیر هستیم .بااین توضیح شاید کمی نگران بشین وبگید که هیجانها زندگی روزمره ماراتشکیل میدن پس باید چکارکنیم ؟؟
کارخیلی سختی به شما پیشنهاد نمی کنم بلکه آسان ترین راه را میگم .یکی باید واقعیت را درنظر بگیریم ودیگر اینکه درروبروشدن با یک موقعیت هیجانی دوباره اون موقعیت را تفسیر کنیم چونکه دراغلب موارد ما برداشتی که از موقعیت می کنیم مارا آشفته میکنه .مثل این وضعیت که شما اگر دانشجو هستین و اسم خودتون را در تابلو آموزش دانشگاه می بینید تابه آموزش دانشکده مراجعه کنین دراین موقع با منفی بافی دچار اضطراب وتشویش میشین درصورتی که ممکنه احضار شما به آموزش برای تکمیل مدارک شخصی ویاگرفتن عکس ...باشه (البته منظورم اونایی که سابقه مشروطی دارن نیست)یه راه دیگه میگم و بحثمو خاتمه میدم واون اینه که اعتماد به نفسمون رابالا ببریم وواقع گرایانه بی خیال باشیم. راستی شما چه راهی را پیشنهاد میکنین؟؟؟

[ یکشنبه 9 تیر1387 ] [ 19:58 ] [ مسلم حسینی ]

انسان ها موجوداتی اجتماعی هستند و بررسی ها نشان داده است یكی از شروط بقای انسان ، عشق و محبت است. برای درك بهتر این مطلب توجه داشته باشید كه وقتی عشق را از شما دریغ می كنند چه حال و روزی پیدا می كنید.
احتمالا گرفتار احساس رنجش ، تالم و ناامیدی می شوید و رفتاری انفعالی و پرخاشگرانه را به نمایش می گذارید. اینها همگی نشانه اهمیت این نیاز اولیه انسان ها هستند.
مغز، مركز احساسات است و اگر مغز در زمینه عشق از خشنودی و رضایت برخوردار باشد، دیگر جنبه های مدیریت برخود، به طرزی منظم در جایگاه خود قرار می گیرند.

ثابت شده است كه مغز برای بقای خود به ۴ غذای مهم احتیاج دارد
اكسیژن ، غذاهای بیولوژیكی ، اطلاعات و عشق
تصور همه این است كه مغز فقط به غذا و اكسیژن نیاز دارد و بیشتر به اطلاعات و عشق توجهی نمی شود، ولی بدون این مواد ضروری ، فعالیت مغز كاهش می یابد و مرگ آن فرا می رسد.
مثلا وقتی كسی را كه دوست دارید، شما را متقاعد می كند كه نه تنها شما را دوست ندارد، بلكه نسبت به وجود شما و ادامه زندگی تان بی تفاوت است چقدر آشفته می شوید و چه حالی پیدا می كنید پس نتیجه می گیریم مغز انسان به عشق نیاز ضروری دارد.

طبق گفته محققان كه می گویند«هرچه می خواهید بخورید، اما روزی چند دقیقه مورد مهر و عشق واقع شوید.» كودكانی كه مورد محبت و مهر مادری قرار می گیرند، بیشتر از كودكانی كه از این موهبت محرومند، رشد بیشتری می كنند به طوری كه با بررسی چند كودك در مهد كودك ها و چند كودك كنار مادر و در خانه ، متوجه این موضوع شده اند.

با رشد و پرورش عشق و محبت میان همسران هم می توان از فروپاشی روابط زناشویی جلوگیری كرد. محبت در حیوانات و گیاهان هم ضروری است.اگر با گیاهان روزی چند دقیقه صحبت كنیم و برای آنها موسیقی بگذاریم ، شاداب تر رشد می كنند.             
 نظر شما چیه؟؟؟

[ جمعه 6 اردیبهشت1387 ] [ 20:21 ] [ مسلم حسینی ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام
مسلم 26 ساله کارشناسی ارشد روانشناسی هستم.
امیدوارم با مطالبی که در این وبلاک می نویسم بتونم قدم کوچکی برای شما دوستان عزیز در جهت رسیدن به اهدافتان و بهره گیری از استعدادهایتان بردارم.
از شما نيز تقاضا دارم با ارائه نظرات خوب خودتان ما را در پر بار كردن وبلاگ ياري نماييد.
موفق باشید.
امکانات وب
فروش بک لینک طراحی سایت